جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

239

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

از خود افاضه مىفرمايد و از روى علم خود كه محيط است به جميع احوال امكانيه و كيفيات و حكم و مصالح آنها ، بر وجه تسويه و بدون تفاوت بالنسبه به خلق آسمانها ، زمينها ، مورچه‌ها و ذرّه‌ها و علم او به آنها قبل از ايجاد آنها ، مثل علم اوست به آنها بعد از ايجاد آنها ، چنان كه فرموده‌اند كه « علمه بالاشياء قبل خلقها كعلمه بها بعد خلقها » « 1 » و صنع و عمل ، مترتب بر علم است و تا علم نباشد عمل كردن ممكن نمىباشد و لهذا فرموده است كه أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ « 2 » . يعنى آيا مىتوان ، تصور نمود كه نمىداند و علم ندارد خداوندى كه خلق خلايق و صنع صنايع را كرده است و حال آنكه او لطيف است . يعنى دقايق و لطايف همگى عالم امكان را مىبيند و مىداند و خبر دارد و مطّلع از تمام شكلها ، هيئتها و مصالح زمانيه و مكانيهء آنها مىباشد . و بعد از آن نجّار در صنعت سرير مىبيند كه قدرت او بر ايجاد نمودن آن ، بر وجه اتمّ و به نحو تساوى است بالنسبه به تمام اجزاء آن و همگى آن اجزا ، منقاد و اسير ، در تحت قدرت او مىباشند و كبر و صغر آنها ، موجب تفاوت قدرت او نبوده است و نمىشود . پس به همين نحو بداند كه قدرت خداوند ، بر تمام عالم امكان و ما سواى خود بر وجه اتمّ و بر نحو تساوى است و بالنسبه به جليل ، حقير ، پنهان ، هويدا ، كبير و صغير آنها بدون تفاوت است و انقياد و اسيرى آنها در تحت قدرت او ، بر يك نحو و يكسان مىباشد . چنان كه فرموده است كه فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ « 3 » . يعنى ، پس امر فرمود بر آسمانها و زمينها كه بوجود بياييد و مخلوق و موجود بشويد از روى طوع يا از روى اكراه . يعنى قدرت بر وجه اتم است و بر فرض طوع و كره آنها ، تفاوتى در قدرت نمىباشد . جواب دادند و گفتند كه موجود و مخلوق مىشويم از روى طوع و انقياد تمام ،

--> ( 1 ) . كافى 1 : 107 / 4 « لم يزل عالما بالاشياء قبل ان يخلق الاشياء لعلمه بالاشياء بعد ما خلق الاشياء . » ( 2 ) . ملك : 14 ( 3 ) . فصلت : 11